مرحوم كليني و شيخ طوسي و طبرسي از زهري نقل كرده اند كه گفت : بسيار و مدتها در طلب حضرت مهدي (عليه السلام) بودم ، و در اين راه اموال فراواني (در راه خدا) خرج كردم و به هدف نرسيدم ، تا اينكه به خدمت محمد بن عثمان (دومين نايب خاص امام زمان در عصر غيبت صغري كه بسال 305 هجري از دنيا رفت) رسيدم ، و...
انديشه پيروزى حق بر باطل و غلبه صالحان بر طالحان و عادلان بر ظالمان كهبرگرفته از متن قرآن كريم است، بارقهاى از نور اميد در دلها تابانيده وهمه را چشم به انتظار شخصى گذاشته كه منادى حق است و سفير نور، كشتيبانهدايت است و قافلهسالار رهايى; مجدد حيات بشريت است و احياگر اخلاق خدايى،اين شخصيتبزرگ را در روايات اسلامى «مهدى» عليه السلام مىنامند.چنين انتظارى افضل عبادات شمرده شده است. زيرا اين انتظار با اميد،تعهد، تحرك با مسووليت و سازندگى و رفع نااميدى از جامعه همراه مىباشد.منتظران واقعى، خود را در حال مهياى جامعهاى مىبينند كه انتظار موعودىرا مىكشد، بنابراين براى حضور حضرتش شرايطى لازم است كه هم زمينهسازقدومش باشد و هم پذيراى حكومت عدل او، زيرا تحمل عدالتخود نياز بهسازندگى دارد. و الا، پذيرايى حق بر افراد بسى مشكل خواهد بود. بنابراين،ما براى خودسازى به يكى از بهترين راهها كه طريق پرورش يافتگان مكتبانسانساز اسلام; يعنى ياوران خاص ولىعصر(عج) است متمسك مىشويم، ويژگىهاىآنها را بشناسيم و به كار بنديم تا زمينهساز حضور حضرتش باشيم. زمينهسازحكومتحضرت، خيزش ايمان است نه ازدياد فساد. ما در اين نوشتار به برخىاز خصال ياوران...
اگر امام، پيشواي مردم است بايد ظاهر باشد. بر وجود امام ناپيدا چه فايدهاي ميتوان يافت؟ـ امامي كه صدها سال است، غايب است، نه دين را ترويج ميكند، نه مشكلات جامعه را حل مينمايد، نه پاسخ مخالفان را ميدهد، نه امر به معروف و نهي از منكر ميكند، نه از مظلومي حمايت ميكند و نه حدود و احكام الهي را جاري ميسازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتي دارند؟از زماني كه امام عصر(علیه السلام) از ديدهها پنهان شده و در پس پرده غيبت زندگي خود را شروع كرده است، انبوهي از پرسشها، پيرامون مسائل غيبت مطرح شده است كه بسياري از آنها از يك پيشينه ديرينهاي برخوردار است، به گونهاي كه بسياري از اين سؤالها در نوشتههاي نويسندگان كتابهاي مربوط به امام زمان(علیه السلام)در قرن چهارم و پنجم اسلامي مطرح گرديده و علما پاسخهاي مناسبي به آن دادهاند.
تاکنون آثاربسياري درزمينه وظيفه منتظران در دوران غيبت کبرا و بايسته هاي فرهنگ انتظار، منتشرشده است که بيشتر ناظر به تکاليف فردي و اخلاقي است، ولي درباره وظايف دولت اسلامي در پرتو فرهنگ انتظار، کمتر اثري ديده شده است. شايد در برخي اذهان چنين تصور شود که عهد غيبت، با عهد ظهور مهدي موعود (عج)تفاوت ماهوي دارد. از اين رو، لازم است نخست اشکال هايي را که درباره اقتدا به سيره مهدي وجود دارد بررسي کنيم. در اين جا پاسخ به چند پرسش ضروري است1.آيا بيان قرآن و روايات درباره وقوع چنين سيره اي در آينده، تنها نشان دهنده غايت نهايي سير تاريخ بشري وبراي اميدوار کردن او به ظهور تمدن اصيل و گسترده اسلامي است، يا افزون بر اين، براي ما که بدان افق نرسيده ايم نيز پيامي عملي دارد؟2.آيا برنامه هاي عملي آن حضرت، که در روايات ما پيش گويي شده است، مربوط به تدابيرحکومتي آن زمان است، يا بيان گر اجراي احکام ثابت اسلام ؟3.در برخي روايات، وظيفه منتظران، عزلت و خانه نشيني و پرهيز از ورود به جريان هاي سياسي و اجتماعي بيان شده است . در رواياتي ديگر، آن حضرت از آوردن ديني جديد سخن گفته است. آيا همه اين نصوص، بيان گر جايز ندانستن اقتدا به سيره مهدوي نيست؟4ـ آيا مي توان به رواياتي که سيره آن حضرت در آينده را بيان مي کند، اعتماد کرد؟چه بسا...
تاکنون آثاربسياري درزمينه وظيفه منتظران در دوران غيبت کبرا و بايسته هاي فرهنگ انتظار، منتشرشده است که بيشتر ناظر به تکاليف فردي و اخلاقي است، ولي درباره وظايف دولت اسلامي در پرتو فرهنگ انتظار، کمتر اثري ديده شده است. شايد در برخي اذهان چنين تصور شود که عهد غيبت، با عهد ظهور مهدي موعود (عج)تفاوت ماهوي دارد. از اين رو، لازم است نخست اشکال هايي را که درباره اقتدا به سيره مهدي وجود دارد بررسي کنيم. در اين جا پاسخ به چند پرسش ضروري است1.آيا بيان قرآن و روايات درباره وقوع چنين سيره اي در آينده، تنها نشان دهنده غايت نهايي سير تاريخ بشري وبراي اميدوار کردن او به ظهور تمدن اصيل و گسترده اسلامي است، يا افزون بر اين، براي ما که بدان افق نرسيده ايم نيز پيامي عملي دارد؟2.آيا برنامه هاي عملي آن حضرت، که در روايات ما پيش گويي شده است، مربوط به تدابيرحکومتي آن زمان است، يا بيان گر اجراي احکام ثابت اسلام ؟3.در برخي روايات، وظيفه منتظران، عزلت و خانه نشيني و پرهيز از ورود به جريان هاي سياسي و اجتماعي بيان شده است . در رواياتي ديگر، آن حضرت از آوردن ديني جديد سخن گفته است. آيا همه اين نصوص، بيان گر جايز ندانستن اقتدا به سيره مهدوي نيست؟4ـ آيا مي توان به رواياتي که سيره آن حضرت در آينده را بيان مي کند، اعتماد کرد؟چه بسا...
با نزديك شدن آغاز سال 2000 ـ سالي كه تنها بهخاطر داشتن «سهصفر»، ويژه و استثنايي گشت ـ هيجانات هزارهگرايي، ذهن و روح بسياري از مردم جهان را در برگرفت. مؤسسة تحقيقاتي «گرايشات»،1 پيشبيني كرده بود فن غيبگويي و پيشگويي در ميان كشورها توسعه يابد. پيشگوييهاي رايج از اين قرار بود:1. بازگشت عيسي مسيح.2. ظهور «ضد مسيح»3. جنگ بزرگ «آرماگدون» كه موجب مرگ ميلياردها نفر ميشود.4. ورود ميهمانان فضايي كه جهان ما را به صورت چشمگيري تغيير ميدهند؛
در تعاليم بسياري از اديان خبر از وقوع آخرالزمان و پايان دنيا در زمان نامشخصي در آينده آمده است. در حاليكه چنين حادثهاي با نابودي تمدن بشري يا پاكسازي زمين از زندگي انسان، در اذهان تجلي مييابد، مذاهب آزادانديش معمولاً با نگاه تشبيهي به آن نگريسته و آن را نمادي از مرگ ميدانند.اغلب مذاهب در تعاليم خود ادعا ميكنند «برگزيدگان» يا «شايستگان» مذهب حقيقي واحد، از حوادث آينده در امان خواهند ماند و به پاس كشمكشها و رنجهايي كه در اين ميان تحمل كردهاند به سوي بهشت رهنمون ميشوند. همچنين گفته شده ناشايستگان (بيايمانان يا پيروان ديگر اديان) با زندگي ابدي در دوزخ، سرگرداني معنوي يا نابودي روبرو ميشوند. از منظر ديدگاههاي ميانهروتر بهشت و جهنم واقعي نبوده، تشبيهي از حالات روحاني و معنوي در زندگي و يا بعد از آن به حساب ميآيند.
دلیل اين همه اخبار براي آخرالزمان چيست؟ ترسيم دوران پيش از ظهور از جنبههاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... موقعيت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با اين بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط براي «دادن اميد» يا «باوراندن قطعيت آن» و مانند اينها بود با جملاتي كوتاه اما مكرر مثل «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «كما ملئت ظلما و جورا» نيز به دست آمده و ...
دلیل اين همه اخبار براي آخرالزمان چيست؟ ترسيم دوران پيش از ظهور از جنبههاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... موقعيت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با اين بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط براي «دادن اميد» يا «باوراندن قطعيت آن» و مانند اينها بود با جملاتي كوتاه اما مكرر مثل «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «كما ملئت ظلما و جورا» نيز به دست آمده و ...
حضرت مهدى(ع) ؛ كسى است كه بسيارى از علماء اهل سنت، علاوه بر اذعان بر اصالت مهدويت و صحيح دانستن احاديث آن، كتاب و رسالههايى تأليف كردهاند، تا نسلهاى بعدى، حقيقت و واقعيتى را كه در شرع مقدس بر زبان رسول اكرم(ص) جارى شده، به خوبى بشناسند.
حضرت مهدى در روايات اهل تسنن در مورد امام مهدى در كتب اهل سنّت روايات زيادى وجود دارد كه ما در اين جا از برخى كتب معتبر آنان رواياتى را از نظر مى گذرانيم. 1ـ عن عبداللّه بن عباس قال: قال رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه وآله ] إن خلفائي وأوصيائي وحجج اللّه على الخلق بعدي أثنا عشر، أوّلهم أخي وآخرهم ولدي قيل: يا رسول اللّه ومن أخوك؟ قال: عليّ بن أبي طالب قيل: فمن ولدك؟ قال: المهديّ الذي يملؤها قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً.
در دعاهاي فراواني از حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با عنوان محمد ياد شده است كه به بعضي از آنها اشاره ميشود:1. مشهور در دعاي فرج «اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن» است؛ ولي در منابع اصلي، (مانند مصباح کفعمی) دعا به گونهاي ديگر نيز آمده است: «اَللهُمَ كُنْ لِوَلِيكَ مُحمد بن الحَسَن المَهدي في هَذهِ السَّاعَةِ...».1 سيد بن طاووس نيز در اقبال الاعمال همين گونه نقل كرده است.22. در البلد الامين تحت عنوان دعاي «كنز العرش» آمده است: «وَأَسْألكَ بِحَقِ مُحمد بن الحَسَنِ القائِمِ بِاَمْرِكَ والحجة علي عبادك...».
یکی از سؤالهایی که همواره در مباحث مربوط به حضرت مهدیعلیه السلام پرسیده میشود، درباره آغاز امامت آن حضرت در سن و سال خردسالی است; به این بیان که چگونه ممکن است امر خطیر امامتبه عهده انسانی خردسال گذاشته شود؟همواره در مقابل این پرسشگری، ائمه معصومینعلیهم السلام به عنوان سنگربانان مرزهای اعتقادی در نهایت روشنگری به ارائه پاسخ پرداختهاند .
امام مهدی(علیه السلام) عصاره خلقت، خاتم اوصیا و وارث همه انبیا و اولیای پیشین است. چنان که در یکی از زیارات حضرت صاحب الامر(علیه السلام) خطاب به ایشان عرض می کنیم:السَّلامُ عَلی وارِثِ الانبیاءِ وَ خَاتَمِ الاوصیاءِ.. المُنتَهَی اِلَیهِ مَواریثُ الانبیاءِ وَ لَدَیهِ مَوجُودٌ اثارُ الاصفِیاءِ. سلام بر وارث پیامبران و خاتم اوصیا... آن که میراث تمام پیامبران بدو رسیده و آثار همه برگزیدگان در نزد او موجود است.آن حضرت چنان مقامی در نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) دارند که خطاب به ایشان از تعبیر «پدر و مادرم به فدای او» استفاده کرده اند. از جمله در روایات زیر که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امام علی(ع) نقل شده،آمده است:بِاَبی وَ اُمِّی سَمِیّی وَ شَبیهی وَ شَبیهُ مُوسَی بنِ عِمرانِ، عَلَیهِ جُیوبُ (جَلابیبُ) النُّورِ یَتَوَقَّدُ مِن شُعاعِ القُدسِ. پدر و مادرم به فدای او که همنام من، شبیه من و شبیه موسی پسر عمران است، بر او جامه هایی از نور است که از پرتو قدس روشنایی می گیرد.بِاَبِی اِبنِ خِیَرَهِ الاِماءِ ...
بیشتر کسانی که در دوران معاصر درباره طول عمر امام زمان علیه السلام کتاب یا مقاله نوشته اند، با بهره گیری از آخرین دستاوردهای علوم زیستی و براساس نظریه های جدیدی که درباره پیری و عوامل آن مطرح شده است، دست یافتن به عمر طولانی را امری کاملاً امکان پذیر و منطبق بر نظریه های علمی دانسته و بر همین اساس، به توجیه علمی عمر طولانی امام مهدی علیه السلام پرداخته اندبه باور شهید سید محمّد باقر صدر «از نظر دانش امروز، مشکلی از جهت نظری در این زمینه وجود ندارد. این موضوع در حقیقت، بستگی به نوع تفسیری دارد که علم فیزیولوژی از پدیده پیری ارائه می دهد. آیا پدیده پیری از یک قانون طبیعی سرچشمه می گیرد، قانونی که بر بافت و سلول های انسان حاکم است و پس از رسیدن به رشد کامل به تدریج سلول ها سخت شده و توانایی کاری اش کم می گردد و در نهایت از فعالیت باز می ماند؟ آیا بدنی هم که از هر گونه تاثیر خارجی مصون بوده، محکوم به فنا است؟ یا این که این فرسودگی و ناتوانی بافت ها و سلول ها در کارآیی فیزیولوژی، نتیجه نبرد با عامل خارجی، مانند میکروب ها یا مسمومیت است که از راه پرخوری یا کار سنگین یا دیگر عوامل، به وجود می آید؟این پرسشی است که امروزه علم از خود می کند و تلاش دارد برای آن پاسخی بیابد. البته جواب های علمی زیادی هم تاکنون...
غيبت امام زمان همواره مسئلهاي مهم، معتبر و اصيل بوده است، به گونهاي كه همة معصومان(ع) از نبي مكرم اسلام(ص) تا امام عسكري(ع) بارها به وجود مبارك ايشان و ويژگيهايشان اشاره فرمودهاند روايات مجامع روايي شيعه و غير شيعه در اينباره نه از حد استفاضه بلكه از تواتر متعارف نيز فزونتر است.محمّدبن عثمان عَمْري1 ميگويد: «از پدرم شنيدم كه در خدمت امام حسن عسكري(ع) بودم كه پدرم پرسيد: اين سخن حق است كه پيامبر فرمودهاند: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليةً»؟ فرمود: «آري، اين سخن درست است و هيچ ترديدي در آن نيست». همانطور كه شكي در روز بودن اين روز روشن نيست: سپس پدرم عرض كرد: پس از اينكه شما رحلت كرديد، امام بعد از شما كيست؟ امام عسكري(ع) به نام مبارك حضرت ولي عصر(ع) اشاره كردو آنگاه فرمود: او غيبتي طولاني دارد كه در آن عدّهاي سرگردان، گروهي هلاك و دستهاي دچار ترديد ميشوند.
درباره ي برکات اين ميلاد معظم و حقايقي که در باب وجود اقدس وليّ عصر(ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هست، من قادر نيستم سخن تازه يي بگويم. درک مراتب معنوي و حقايق الهي در باب اين قطب اعظم عالم امکان و خليفه ي خدا و مظهر صفات و اسماي الهي، درحد زبان و بيان و قلب و فهمي همچون منِ قاصر نيست. خود آنها بايد درباره ي امام زمان سخن بگويند؛ همچنان که خود آنها بايد درباره ي علي بن ابي طالب عليه السلام و بقيه ي اوليا و اصفياي دين سخن بگويند. ما همين قدر مي دانيم که وجود مقدّس امام زمان، مصداق وعده ي الهي است. همين قدر مي دانيم که اين باز مانده ي خاندان وحي و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمين است. «السّلام عليک ايّها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرّحمة الواسعة وعدا غير مکذوب»
از جهت معنوي و روحي و تقرب الي الله، و جهات تکامل فردي انسان است. کسي که اعتقاد به اين مسأله دارد، چون با مرکز تفضلات الهي و نقطه ي اصلي و کانون اشعاعِ رحمت حق، يک رابطه ي روحي برقرار مي کند؛ توفيق بيشتري براي برخورداري از وسايل عروج روحي و تقرب الي الله دارد. به همين خاطر است که اهل معنا و باطن، درتوسلات معنوي خود، اين بزرگوار را مورد توجّه و نظر دايمي قرار مي دهند و به آن حضرت توسل مي جويند و توجّه مي کنند. نفس پيوند قلبي و تذکر و توجّه روحي به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالي، انسان را عروج و رشد مي دهد و وسيله ي پيشرفت انسان را -روحاً و معناً - فراهم مي کند.اين، يک ميدان وسيعي است. هر کسي در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار مرتبط باشد، بهره ي خودش را خواهد برد. البتّه، توجه به کانون نور، بايد توجّه حقيقي باشد. لقلقه ي زبان در اين زمينه، تأثير چنداني ندارد. اگر انسان، روحاً متوجّه و متوسل شد و معرفت کافي براي خود به وجود آورد؛ بهره ي خودش را خواهد برد. اين، يک ميدان فردي و تکامل شخصي و معنوي است.
سجايا و مكارم اخلاقي امام مهدي(ع) را دو گونه ميتوان توصيف كرد: نخست، بر اساس آيات و رواياتي كه در توصيف پيامبر گرامي اسلام(ص) وارد شدهاند؛ زيرا آن حضرت از نظر ويژگيهاي اخلاقي نيز شبيه ترين مردم به حضرت ختمي مرتبت(ص) است. دوم، بر اساس رواياتي كه به طور خاص به توصيف سجاياي اخلاقي آن حضرت پرداختهاند.
یکی از کسانی که جزء یاران حکومت جهانی حضرت ولی عصر - ارواحنافداه - قلمداد شده است، حبابه ی والبیه میباشد، که در این نوشتار زندگی و ویژگیهای اخلاقی و علمی وی را پی میگیریم.حبابه، دختر «جعفر والبیهی اسدیه» (1) است. کنیهی او «ام الندا» (2) بانویی است از شیعیان عاقلهی کاملهی جلیله و عالم به مسایل حلال و حرام و بسیار متعبد و کوشا در عبادت.از امام صادق ( علیه السلام) نقل شده که «حبابه، از فرط عبادت پوستبر شکمش خشک شده بود.» وی به خاندان اهل بیت ( علیهم السلام) عشق میورزید و پیوسته به زیارت امام حسین (علیهالسلام) مشرف میشد و از طرف این خاندان نیز مورد توجه و عنایات خاص قرار میگرفت.عالمان و محدثین بزرگ شیعه; مانند، شیخ طوسی (3) ، شیخ کلینی (4) ، فیضکاشانی (5) ، علامه مجلسی (6) ، شیخ ذبیح الله محلاتی (7) ، و شیخ عباس قمی (8) او را بانویی محدث و راوی حدیث از امام علی ( علیه السلام) تا امام رضا ( علیه السلام) دانستهاند.
صیانة الماشطة، آرایشگر دختر فرعون و همسر خربیل، مردی که در قرآن کریم از او به «مؤمن آل فرعون» یاد شده، میباشد. (1)این بانو، در ثبات ایمان و صبر و تحمل، کاری کرد که نظیر آن در تاریخ کمتر دیده شده است و در کتاب «خصائص الفاطمیه» روایتشده که در دولتحقهی امام زمان علیه السلام سیزده زن برای معالجهی مجروحان به دنیا رجعت میکنند که یکی از آنها همین «صیانة الماشطة» است.
در این فصل به گزاره هایی از دعاها و زیارت ها اشاره می شود که مضمون آیه ای از قرآن کریم است و آن آیه به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف تفسیر و تأویل شده است . البته آیه هایی که به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف تأویل شده است در قرآن فراوان است . در این جا تنها به آیه هایی که در عاها و زیارت ها آمده اشاره می شود .
خبرها دگرگون می شوند، چون عادت ها دیگرگونه می گردند. امروزه نیاز افراد به شنیدن اخباری که چون ابر بر منطقه ای سایه می افکنند و به شتاب می گذرند، با وجود رسانه های خبری ماهواره ای و رادیویی و اینترنتی برآورده می شود، اما در آن سوی، مخاطبانی هستند که اخبار را با انگیزه هایی تازه می کاوند؛ شنیدن اخبار برای گزینش احوال در آینده. آنان اخباری را پی می گیرند که پیش خبر اخبار دیگر و پیش حادثه حوادث دیگر است.
جواد شمقدري، كارگرداني كه او را با آثاري چون طوفان شن، آفتاب و زمين و ... ميشناسيم، در فرازي از يك مقالة بلند به اين مهم اشاره كرده و ميگويد:«آپوكاليپس و آرماگدون دو واژهاي است كه در دودهة اخير در سينماي هاليوود بارها تكرار شده است. براساس بخشهايي از متن انجيل يوحنا و مكاشفات او و همچنين كتاب حزقيال نبي، بشر اكنون به دوران «آپوكاليپس» يعني آخرالزمان نزديك شده است. مختصات و مشخصات اين دوران براساس آيات اين دو متن، مملو از ترس و وحشت و مرگ و خونريزي و قتلعام بشري است.
يكي از اصول مشترك بين تمام اديان الهي و اساطير باستاني اقوام مختلف ، بحث منجي موعود و آخرالزمان ميباشد؛ همان كسي كه شيعيان او را مهدي، مسيحيان او را عيسي؛، زرتشتيان او را سوشيانت و قوم هاي ديگر او را نامهاي ديگر ميخوانند. تمامي منتظران ظهور، به مرحلهاي معتقدند كه يك ضد منجي كه عصاره تمام شرارت هاست و تمامي نيروهاي شيطاني را به همراه خود دارد و مهم ترين مانع منجي موعود است، ظهور كند و در نبرد نهايي، ميان اين دو جنگي بسيار بزرگ و خونين است؛ منجي موعود به همراه يارانش، به كمك امدادهاي الهي، بر لشكر شيطان پيروز ميشوند. سربازان و ياران منجي، انسان هايي با ايمان و نيرومند هستند كه خود را از قبل براي چنين روزي آماده كردهاند.
اسحق بن یعقوب می گوید: در مورد برخی از مسائل که برای من به صورت مشکل باقی مانده بود از جناب محمد بن عثمان عمری، رحمه الله علیه، خواهش کردم که نامه و عریضه ام را تقدیم پیشگاه مقدسه حضرت بقیةالله امام زمان(ع) بنماید. سپس فرمانی به خط مولای عزیزمان حضرت صاحب الزمان(ع) به دست من رسید و طی آن فرموده بودند: «محمد بن عثمان - که خداوند از او و پدرش راضی باد - مورد اعتماد من و نامه او نامه من است.» (یعنی هرچه او جواب دهد، جواب من است.)